العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
90
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
باب تمسخر ميگفتند پيامبرت چه شد ، منظورشان على بن الحسين عليه السلام بود . صاحب عقد الفريد در ج 2 ص 203 مينويسد پادشاه روم براى عبد الملك نامهاى نوشت بدين مضمون : من گوشت شترى كه پدرت سوار آن شده بود و از مدينه فرار كرد خوردهام با سپاهى كه بالغ بر هزار هزار هزار نفر است با تو جنگ خواهم كرد . عبد الملك بحجاج بن يوسف نوشت و از او خواست كه نامه را بخواند و نامهاى بزين العابدين بنويسد و با همان جملاتى كه عبد الملك نوشته او را تهديد نمايد هر چه آن آن جناب جواب داد برايش بنويسد . حجاج همين كار را كرد زين العابدين عليه السلام در جواب گفت خداوند لوح محفوظى دارد كه در هر روز سيصد مرتبه در آن نگاه مىكند و در هر نگاهى هر كه را بخواهد ميميراند زنده مىكند عزيز مينمايد ذليل مىكند و هر چه اراده كند انجام ميدهد من اميدوارم كه يكى از آن نگاهها كلك ترا بكند . حجاج همين جواب را براى عبد الملك نوشت عبد الملك نيز آن را براى پادشاه روم فرستاد همين كه پادشاه روم خواند گفت اين سخن از خاندان نبوت خارج شده . در مناقب مينويسد دربان على بن الحسين يحيى بن ام طويل بود و ارادتمندانش از صحابه پيامبر عبارت بودند از جابر بن عبد الله انصارى و عامر بن وائله و سعيد بن مسيب كه او را امير المؤمنين بزرگ كرده بود و زين العابدين ميفرمود سعيد بن مسيب از همه مردم بآثار گذشتگان واردتر است و سعيد بن جيهان غلام ام هانى . و از غير صحابه ( تابعين ) سعيد بن جبير ساكن مكه كه او را كوشاترين علماء نام داده بودند قرآن را در دو ركعت نماز ميخواند گفتهاند روى زمين كسى نيست كه بعلم و دانش او احتياج نداشته باشد . و محمد بن جبير بن مطعم و ابو خالد كابلى و قاسم بن عوف و اسماعيل ابن عبد الله و ابراهيم و حسن فرزندان محمد بن حنفيه و حبيب بن ابى